تبليغاتX
..: " جادوی معجون سرخ " :..



..: " جادوی معجون سرخ " :..

وبلاگ حمایت از عزیزان تالاسمی ایران و شهرستان بهشهر



نویسنده : (مهدی رستگار اشرفی)(میم.دال) ; ساعت 20:26 روز سه شنبه یازدهم دی 1386

  سلام ...

 

سلام به میم – دال ، ( به خودم می گم چیز بدی نیست )که فقط غر می زنه هیچ کاری از دستش بر نمی آد ، اگر می آمد که حال و روزش این نبود ، عزیز سلام ! سلام به خون که بد جور به اون وابسته ام ، خونی که وقتی می آد و برای تزریق آماده می شه حداقل 50 درصد از کیفیتش از بین می ره و من هم هی تزریق و هی تزریق ، آهن بالا و عوارض ، و .. .... و بعد شکلات پیچ . سلام به یا علی و پیمانی که در گذشته بسته شد و فراموش . سلام اسکالپ ها ی کند که وقتی پوست و رگ را می درد و پاره می کند ، صدایش را می شنوم ، مثل صدای پای خون . سلام به اشک حلقه زده در چشم های خسته پرستار که هر روز حداقل 13 بار محکوم به شنیدن این صداست ، و کاری نمی تواند بکند جز سکوت ، سکوت ،  همین و بس . !

سلام گرم گرم به شعار : ایرانی ، جنس ایرانی بخر!

سلام به تخت بخش که وقتی روش می خوابم و بی تابم بد جور با من همدلی می کنه و شروع می کنه به حرف زدن ! صد حیف که من زبان او را نمی فهمم و او اصرار به صحبت کردن با من! سلام به آقای رئیس محترمی که نمی خواد قبول کنه که بخش تالاسمی هم بخشی از بیمارستانه و این بخش در ارزشیابی بیمارستان نیست که نیست ! گشتم خیلی ، نبود عزیز!

سلام به مسئول کراسماچ که انگار انجام دادن تست روی کیسه یه جور بیگاری محسوب می شه و به اکراه اقدام به این کار می کنه . سلام به وجدان های دردناک بعضی ، بعضی از پزشکان که احساس مسولیت شان ، آنها را از همه چیز عقب انداخته . بد فرم ، احساس مسولیت شان در مقابل برگه ای که از دفترچه بیمه بر می دارند. بدجور دردناک هست عزیز ! نگو نیلوفر،  نگو نیلوفر که بد ، این موضوع رو ننویس که حنجره ام بد فرم جر خورده از بس فریاد خاموش زدم . بد فرم اسیر و تشنه مقام و ریاستم ؟!با این همه فشار غم و غصه و دورویی و ریا و ریا و ریا .

سلام به جنابان محترم ، معتمدین ، صاحب جایگاه اجتماعی و دینی ، نزد عوام خیلی محترم و قابل کرنش اند . از بس کتابهای تاریخی ورق زدند توهم کودتا دارن ، و در محافل شبانه خود می گویند: که الف بچه آمده ظرف 48 ساعت کودتا کرده ! و زحمات 15-14 ساله ما را زیر سوال برده ، این محترمان تالاسمی را به چشم نیازمند و قابل ترحم و جیره خور خودشان می دانند. سلام به تفکر و اعتقاد یکی از این محترمان که می فرماید : این چند بیمار تالاسمی قادر به انجام دادن کار انجمن نیستند و فقط حرف می زنند جر و بحث می کنند و در آخر گیس و گیس کشی راه می اندازند. ! !

سلام به رئیس یا مدیر و یا مترونی که نمی دانند ! ( از بس سابقه مدیریت دارند ! ) که در بخش تالاسمی نیاز به کادر جوان و جسور و اکتیو است . نه فرشته هایی که چند سال آخر کارشان است و آنها هم نا خود آگاه و ناخواسته بزرگ ترین خیانت را به جامعه تالاسمی می کنند . ( به دلیل دلسوزی بی  مورد، احساسات مادرانه به خرج دادن عزیز !)

هشدار: دوست خوبم اگه خواستی این مطلب را برای کسی بازگو کنی لطفا عین مطلب را کپی و تقدیم آن شخص کن !

 




دسته بندی :

    لینک مطلب