خیلی سعی می کنم ، خیلی . . . . .
خیلی سعی می کنم که همانی باشم که باید باشم خیلی فکر کرده ام به خودم به تو ! به شما ! به شمایی هر گز تو نبوده ای و به شمایی که هیچگاه مثل من نبوده ای و به تویی که هرگز شما نیستی ! امروز می خواهم اعتراف کنم اعتراف به اینکه مهدی رستگار اشرفی هرگز ، اگر سال های سال در تنهایی خود سیر می کرد و زندگی به به زندگی که نمی رسید هیچ به تنهایی خود بیشتر فرو می رفت.مهدی رستگار اشرفی درست از آن زمانی که شروع به نوشتن کرد مهدی شد نه آن مهدی که قرار است یکروز بیاید نه این مهدی ! همین مهدی که همیشه هست و تا شما باشید همیشه خواهد بود ! و ما همان نسلیم همان نسلی که قرار بود هرگز نیاید ! اما امروز ما نسلی هستیم ک آمده و قرار است همیشه باشد و همیشه بماند ای سفر کرده ، ای دیر یافته ، با تو سخن می گویم ؛ کوه با نخستین سنگ ها آغاز می شود و آدمی با نخستین درد _ ما با نخستین درد آغاز شدیم و تا آخرین درد ، همدرد هم هستیم این خطاب به تو بود ای من گم شده ی من ، این نامه را بدون شما تمام می کنم ! ![]()
)مهدی رستگار اشرفی)
نامه کوتاه عاشقانه
نازنین من !
حرفهای زیادی دارم برای گفتن
اما
کجاست گرانبهاترینش
تا با آن بیاغازم؟!
تمام آن ها با تو قیمتی می شوند
تویی که از واژگانم پیله های ابریشم می سازی !
آنک ! این منم و ترانه هایم !
و این کتاب کوچک شامل « ما » ست!
فردا وقتی به صفحاتش با گردم
چراغی سوگواری خواهد کرد
تختخوابی آواز خواهد خواند
نامه هیی از اشتیاق سبز خواهند شد
و « ویرگول » هایش هوس پرواز خواهند کرد!
نگو:
« چرا این جوان از من
با جاده های بادخیز و طوفان
با درخت بادام و لاله
سخن گفت ، . . . . ( نزار قبانی )
خواب زمستانه ی میم – دال
تمام واژه ها و تعاریف که در زیر می خوانید یکی از افراد تالاسمی (میم- دال) در خواب زمستانه ی خود آنها را دیده و برای شما به روی کاغذ آورده و امیدوارم موجب رنجش شخص ویا گروهی نشود.
خون :با کوچکترین پیام در رادیو و چند ثانیه بعد هجوم مردم عزیز برای در اختیار گذاشتن جانشان و بعد از چند روز با کیفیت ترین خون ، به معجونی تبدیلش می کنند که بیا ببین ، در این راه افراد زیادی سخت زحمت می کشند !!!
سرنگ : وسیله ای که دچار بیماری شب اداری شده است و تا به این تاریخ هیچ درمانی برایش پیدا نشده، او هم بی اختیار هر شب خودش و پمپ دسفرال را خیس می کند.
اسکالپ : وسیله ای که سازندگان آن یادشان رفته که نوکش را تیز کنند، و هنگام تزریق خون یا دسفرال باید با چکش به جانش بیافتی تا به درون رگ برود.
پمپ تزریق دسفرال : مرگ بر انگلیس ، در ایام قدیم پمپ های انگلیسی و یا چه می دونم خارجکی آنقدر کار می کرد که بدن یک تالاسمی از تزریق مداوم زخم می شد، ولی حالا زنده باد جنس وطنی که دقیقا متوجه می شود که چه موقع نباید دیگر کار کند تا بدن یک تالاسمی از تزریق مداوم زخم نشود!
بخش تالاسمی : مکانی که روزی 10 بار از اروپا برای دیدن و بازدید از امکانات واستاندارد هایش می آیند، از کمترین نور و هوا و فضا ودرجه حرارت 40 درجه ای در زمستان و تابستان برخوردار است.
کپسول اکسیژن بخش تالاسمی : وسیله ای که همچون موتورهای فرمول وان صدا می کند، و از آن همه چیز بیرون می آد جز اکسیژن.
تخت های بخش تالاسمی : عجیب ترین وسیله ای که در دنیا موجود است، آنها سخنگو اند و حرکتهای آکروباتیک انجام می دهند تا یک تالاسمی زیاد دلتنگی نکند.
جامعه ی تالاسمی : به به گل و بلبل یکی از یکی با حال تر کار گروهی بیداد می کند، همه یکصدا به دنبال «ناجی» و «منجی» می گردند و جامعه ای که در یک ثانیه 1000 عدد «چرا» می شنوید.
خانواده ی تالاسمی : عزیزانی که بیشترین زحمت و رنج و درد را می کشند، حتی بیشتر از خود تالاسمی! تاج سرانی که سعی می کنند تا جامعه، تالاسمی را بهتر بشناسد، تا این عزیزان به عنوان ناتوان شناخته نشوند.
فرد تالاسمی : مقصر اصلی تمام اتفاقات جهان از جنگ های جهانی 1 و 2 و 3 و4 بگیر تا سوراخ شدن لایه اوزون ، و نکته جالب تر اینکه همیشه و در هیچ موردی حق با فرد تالاسمی نیست و نمی باشد و نخواهد بود. در آسمان این عزیزان از اون بالا کفتر میایه عجیب !
افراد سالم جامعه : افرادی که در یک ساعت 20 جلد کتاب علمی و پزشکی می خوانند، اطلاعات آنها در مورد تالاسمی از پزشکان متخصص خون هم بیشتر است! آنها در تحقیقات گسترده و مطالعات شان به این نتیجه رسیده اند که یک تالاسمی در سن 17 و یا 18 سالگی به سمت شکلات پیچ شدن پیش می رود!!
مسئولین درمانی مرتبط با تالاسمی : افرادی که دقیق ترین و کامل ترین آمار وارقام و شیوه ی درمان تالاسمی نزد آنهاست ، وتمام اطلاعات به روز در مورد تالاسمی از طریق این اشخاص در جهان واینترنت پخش می شود
درمانگاه تخصصی بیمارستان : تنها جای موجود که مثل ساعت یا شایدم بهتر از آن کار می کند، مکانی که افراد تالاسمی را بدون قبض، بدون نوبت، بدون لایی کشی دقیق دقیق مورد معاینه قرار می دهند!!
اکوی قلب : وسیله ای که هر چند وقت یکبار مورد استفاده ی بیماران تالاسمی قرار می گیرد، تا متوجه شوند بازی چند چند است. همین!
پزشک : تنها افرادی هستند که تالاسمی شرمنده آنهاست؟!
قسم سقراط : اصلا ربطی به تالاسمی داره ؟!! (میم . دال ) ![]()
![]()
جک جدید می تونی بسازی؟
فقط با روشن کردن یک بخاری اضافه شما هم در تعطیلی مدارس، دانشگاه ها و ادارات سهیم باشید. هم اکنون نیازمند یاری سبزتان هستیم.
این اعلامیه رو حتما انجمن حمایت از ... منتشر کرده این اعلامیه رو دیشب دختر عمه ام برایم پیامک زد، راستش کلی خندیدم ومن هم یک جوک برای اون فرستادم .
اما بعدبه این شوخی دقیق شدم و به این نتیجه رسیدم که در کشور عدالت پیرو ما برای هر چیزی باید گدایی کرد. در سرزمین شعرو گل و بلبل موهبت است زیستن، واقعا کشور من توان دادن تحصیلات درمانی به دو یا سه میلیون بیمار را ندارد؟ پس شعار کافیست. کشوری ایدال است که بتواند برای بیمارانش؛ توسط تلویزیون از مردم فقیر گدایی نکند. هم اکنون نیازمند یاری سبزتان هستیم.
موهبت است زیستن ، آری (آرمان جوادی)
در زادگاه شیخ ابودلقک کمانچه کش فوری
وشیخ ای دل ای دل تنبک تبار تنبوری
شهر ستارگان گران وزن ساق و باسنو ... و پشت جلد و هنر
گهواره مولفان فلسفه «ای بابا به من چه ولش کن»
مهد مسابقات المپیک هوش – وای!
جایی که دست به هر دستگاه نقلی تصویر و صوت می زنی از آن
بوغ نبوغ نابقه سال می آید و بر گزیدگان فکری ملت
وقتی که در کلاس اکابر حضور می یابند
هر یک به روی سینه 678 کباب پز برقی
و بر دو دست 678 ساعت ناورز ردیف کرده و می دانند
که ناتوانی از خواص تهی کیسه بودن است ، نه نادانی ( فروغ )

