تبليغاتX
..: " جادوی معجون سرخ " :..



..: " جادوی معجون سرخ " :..

وبلاگ حمایت از عزیزان تالاسمی ایران و شهرستان بهشهر



نویسنده : (مهدی رستگار اشرفی)(میم.دال) ; ساعت 16:49 روز شنبه دوم خرداد 1388

«به نام خدا»

شماره: ..............            

تاریخ: ...............            

                     جناب آقاي/خانم: ... ؟!

        سلام عليكم؛

... به اين دليل جلوي (جناب آقاي/خانم) را نقطه چين گذاشته ام، كه نمي دانم به كدام مقام مسئول دلسوز وكاربلد و يا عدالت خواه نامه مي نويسم؟ و آيا ...؟!

اصلا بگذريم، اين نامه را خطاب به خداي مهربان مي نويسم. به كسي نامه مي نويسم كه از حق خود(يعني حق الله) مي گذرد، ولي از حق الناس، يعني از حق مردم  و يا يك شهروند عادي نمي گذرد.

خداي خوب و مهربانم؛ اصلا در اين نامه حوصله و قصد و نيت تيكه اندازي هاي قلمي را ندارم. ولي چه كنم كه قلم تعارف بردار نيست و نمي تواند روز روشن را شب تاريك جلوه دهد و بالعكس، تمام قصد و نيتم از نوشتن اين نامه هشـدار دادن در مورد اتفاقات و رنج هايي مي باشد كه در زير پوست يك استان سرسبز و پربركت، به يك عده از شهروندان مي گذرد و هيچكس، آري هيچكس به آن كوچك ترين اعتنايي نمي كند.

و هشـدار هايي از اين دست فراوان هستند، هر از چندگاهي مقامي مسئولی، دلسوزيِ آماري، تحقيقي، مستنداتي ارائه مي دهد كه يك شوك كوچك يك لرزه كوچك ايجاد مي كند و بعد بلافاصلــه در كســالت روزمــرگي و دويدن معيشت فراموش مي شود. به سوزن هايي مي مانند كه يك درد كوچك، يايك مصونيت كوتاه ايجاد مي كند و باز رنگ مي بازد در دراز مدت و فراموش مي شوند. اما مي دانيم و مي دانند كه فاجعه درهمين نزديكی است، كه اصلا شايد رخ داده وما متوجه نشده ايم و در خواب مانده ايم و بيدار نشده ايم، و يا خودمان را به خواب زده ايم!

هشــدار!

در مــورد مــرگ پنج نفر از افراد تالاسمي يك شهرستان كوچك در يك سال و نيم گذشته مي باشد و خودِ شما(يعني خداي خوبم) بهتر مي دانيد كه چند نفر از افرادتالاسمي در اين استان جان خود را از دست داده اند و هيچكس پيگير علت مرگ اين عزيزان نشده است، حتي...

نمي دانم آيا كسي مي داند كه؛ چند نفر از افراد تالاسمي استان مازندران در سال گذشته جان خود را به دليل درمان غير استاندارد از دست داده اند، يا نه؟!

واقعا چه كسي بايد جوابگو باشد؟!

چه كسي بايد جوابگوي مشكلات اشتغال، ازدواج، درمان و... افراد تالاسمي باشد؟

چـرا؟ بايد درمانگاه هاي تالاسمي در شهرهاي كوچك از كوچك ترين و كم ترين امكانات محروم بمانند؟

چـرا؟ بايد افراد تالاسمي شهرهاي كوچك نظير شهر خودمان به دليل درمان غيراستاندارد و غيرعلمي و دسترسي نداشتن به پزشك هاي متخصص و مرتبط به آنها، پرپرشوند؟

چرا؟ فعاليت انجمن هاي مرتبط توسط مسئولين رسيدگي نمي شود؟ و هزار آيا و علامت سوال و تعجب ديگر كه در اين مقال نمي گنجد و اما...

و اما بزرگ ترين علامت سوال كه در ذهن تمام افراد تالاسمي استان مازندران و خود اينجانب مي باشد اين است:

چـرا؟ مسئولي درسطح استان مازندران انتخاب(آري انتخاب نه انتصاب) نمي كنند تا پيگير مشكلات افراد تالاسمي استان مازندران باشد؟ آن هم مسئولي كه از جنس اين افراد باشد و نه از ديگر صنف ها و نه از ديگر گروه ها و...، مگر كم هستند افراد نخبه و برتر در افراد تالاسمي اين استان سرسبز؟

خداي خوب و مهربانم ما يعني افراد تالاسمي زياده خواه نيستيم فقط مسئولي را مي خواهيم كه فقط با او طرف حساب باشيم، کسی که همدرد و هم سفر ما باشد، نه با پدر خوانده ها و مادر ترزاهايي كه دايه مهربان تر از مادر هستند. و فقط روز انتصاب و مصاحبه هاي تلويزيوني آنها را مي شود ديد و در ديگر ايام در سمينارها، سمپزيوم ها، كنفرانس ها و جلسات بي نتيجه اي هستند كه در آن همه چيز ديده مي شود، جز تالاسمي و جامعه تالاسمي و مشكلات آنها.

و در پايان اميدوارم خداي خوب و مهربانم تدبيري بيانديشي و مسئولي مجرب و عدالت خواه را براي پيگيري اين رنج نامه بيابي، تا اين چند صبا از عمرمان را بتوانيم نفسي از سر شكر بكشيم و شايد هم! ديگر شاهد پرپر شدن دوستانمان نباشيم.

                                آمين

                                                     به قلم: مهدي رستگار اشرفي

 




دسته بندی :

    لینک مطلب  



نویسنده : (مهدی رستگار اشرفی)(میم.دال) ; ساعت 16:45 روز شنبه دوم خرداد 1388

 

 

بازي اسكالپو ببين

تودست هاي بي جونمون

آي هم اتاقي با توام

كي مي رسه به دادمون؟!

بازي اسكالپو ببين

تودست بازسازي شده

تيغ مي دَره ، نخ مي دوزه

اينم يه جور بازي شده!

بازي سوزن وُ ببين

روي تني كه ساكتِ

بازار داغ زندگي

يه عمريه كه راكدِ!

آي هم اتاقي تو بگو

چندتا رفيق تو تَبته؟

بشمار رفيق چندتا

سوزن از صبح تا شب تو تَنتِه؟

بازي اسكالپو ببين به من بگو چي مي دوني؟

به من بگو اي هم خونه چي مي نويسي؟ چي مي خوني؟

فقط مي خوام اگه يه روز خواستي از آدما بگي

از پدراي بي نشون براي بچه ها بگي

بگو از اون آدمايي كه از شقايقا دورن

يه عمره تو دريان ولي از پاي قايقا دورن!!

 

                                             (قابل توجه دوستان عزیز از کپی برداشتن شعر فوق خوداری فرمایید.)




دسته بندی :

    لینک مطلب