تبليغاتX
..: " جادوی معجون سرخ " :..



..: " جادوی معجون سرخ " :..

وبلاگ حمایت از عزیزان تالاسمی ایران و شهرستان بهشهر



نویسنده : (مهدی رستگار اشرفی)(میم.دال) ; ساعت 18:38 روز شنبه بیست و یکم دی 1387

                                   انا للله و انا الیه راجعون

                          -«به نام دوست»-

یکی دیگر از قاصدک ها  پرپر شد و رفت، که رفت.

حالا مگر برای کسی هم مهمه که به چه دلیل پرپر شد؟!

مگر برای کسی مهمه که چندمین نفر بود که در یک سال و نیم گذشته پرپر شد؟!

مگر برای کسی مهمه که ....

اول محرم. (خوش به سعادتت پسر) درست در اولین دقیقه های محرم امسال پرپر شد و رفت.

عزیزی که جز سومین نفری بود که با نشریه معجون سرخ شروع به همکاری کرد و برای آن مطلب می نوشت. و همیشه ی خدا دو صفحه تمام از همسفر بی عرضه اش تعریف و تمجید می کرد.

رضا آشکاران 22 ساله دانشجو، درست چند دقیقه پس از غروب آفتاب زمستانه غروب کرد، بدون هیچ طلوع دیگر.

                                                مهدی رستگار اشرفی

خواهم که زار گریم چون ابر بر مزارش

با اشک خود بشویم آن پیکرنزارش

در واپسین دم عمر مرا خواست در کنارش

دردا که در واپسین دم رفتم من از کنارش

بگذار تا بگویم از درد بی شمارش

از درد بی دوایش و زداغ ناروایش

از سوز سینه سوزش و زچشم اشکبارش

شب تا سحر نمی خفت اما به کس نمی گفت

در حیرتم رفیقان از صبر و از قرارش

جان پر زبیم و تشویش می سوخت از غم خویش

پنهان ز چشم یاران با درد آشکارش.

 




دسته بندی :

    لینک مطلب